تبليغاتX
توپولی
پووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووح
هاها هاها ها!!!!!!!!!!!

من یه هالمه خوش به هالمه...ها!

ذیرا که خاله میخاد عروصی بشه!!

مامانی حم اسلندش حباسش به من نیصت!!

هی هی باهد به محمونا بلسه منم میطونم راهط

هرچغدی دل جونم خاصط با دستای کوچیکولوی

کفیصم به لباث عروص دست بذنم!!!

انغدی دوصط دالمممممممممممممم!

توپولی بلاخله میطونه هی هی شهتونی کنه!!!

 

بهدنی میهام به طموم حمتون میگم چیکالا کلدم!!!

 

هانمی...

 

 

                 امضا:توپولی

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/28ساعت 12:20  توسط توپولی  | 

واااااااااااااااااااااااايييييييييييييييييييييييي

 

اينجا چغد خاك آلوده شده....

اااااااااووووووووووووووووووووفففففففففففففففففففففف

 

اسلندشم من توپوليهه طنبلي نيصطم...يه هالمه كال

 

 داشتم...خونه تكونيهه اطاغم حنوز تاذه مي خاد طموم

 

بشه!!!

 

آخه بلاهه خودم يه پوحكده خهلي خهلي بذلگ درصط

 

كلدم...انغدي باهاله....ها!دوصش دالم يه هالمه....

 

اينجا طموم همه چي شده پوح!!!فغت باهد عيديحامو

 

ببلم يه فرش پوحي بخلم!!!

 

طازشم يه هالمه حم بذلگ شدم ديگهه...يادگلفطم

 

خودم قشنگ قشنگ قزا بخولم...طموم حمه كارامم

 

خودم مي كنم...هانمي...

 

اذاينكه حيشكي دل جونش بلاهه من تنگيده نشد

 

حم اسلندش به من چه؟؟!!

 

توپولي چي حروغط حوستله داشت و نسريد مياد

 

 مينيبيسه تا دلش خنك بشه هان.

 

يه هالمه درص دالم...درصاهه مهدم طلنبار شده روي

 

حم!!!

 

عيد حمطون حم مبارك...

 

جيفاي پينراتونم پر عيدي!!!

 

مسل كيف صولتي جون خودم كه توش يه هالمه

 

 پولاهه خوشگل دالم!!ها!!!

 

فهلن ميخام بلم محموني

 

 

                                   امضا:توپولي

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/09ساعت 17:0  توسط توپولی  | 

سهلام

بلاخله ذودي شد و برفا اومدن!!ها!!

                       

املوز يه هالمه خوش به هال خودمه!!

ذيرا كه بلاخله تفلدم شد!!!

 

ساهت 5صحب املوز من به دينا اومدم!!!

با جيغ يه هالمه قشنگ كه تموم همه گوشاشون كري شد.هانمي!!

 

تموم همتون هم دهبت دالين..خاله رازيهه هم ازتون مهمونداري ميكنه...

 

ذيرا من كوچيكولو هصتم و نمي تونم كه.هانمي...

 

پس خاله رازيهه بدو بيها كمك...

 

اما ذيرا كه ديروزي امام حسين مرده نميشه زيهاد دصت بذنيم و شعر بخونيم

 

پس مهدب بشينين كادوهاتونم بدين به خودم تا ابلندش باز كنم ببينم...

 

حركي كادوش بيشطر دوصت داشطم و يه پوح توهه اون بود به خاله رازيهه ميگم كيك گنده تر بهش

 

بده!!!هاها هاها ها!!

هانمي...

 

تفلد خودمه دوصط دالم...

 

بهدنش يه روزي دوباله تموم همه را دهبت مي كنم بياين باهم دصت بذنيم ...شعر بخونيم و بلقصيم...

 

خوب؟؟

 

اينم كيك تفلدم صولتي حم حست!!!ها!!!

 

ذودي بدوهين بيهاين تا تموم نشده....

 

خاله رازيهه گفته بصتني هم ميخله بلاتون!!!

 

بفماهين....

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اينم فغت خودم تهناهي ميخام بخولم...ذيرا كه يه هالمه كيك تفلد دوصط دالم...

 

نه...آشغ كيك تفلدم!!!ها!!!

 

 

 

 

 

اينم شهم تفلدم....

 

آماده باشين تا طوف كنم خاموشي بشه!!ها!يه هالمه دوصط دالم....

 

هي هي طوف ميكنم هالا تا خاموشي بشه!!!آخ جونمي...

 

بلاخله برفا هم يه هالمه ذودي اومدن!!

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/10/19ساعت 22:40  توسط توپولی  | 

 

 

چند بقطي حست كه يه آهنگ خيلي خوگل پهدا كلدم...

 

انغدي با هاله.حتا توهه مهد هم كه حسطم هي هي

 

ميذالم!!ها!!

 

توهه كلاستموم حمش هنس پيري ميذالم تو

 

گوشام...تازشم يه هالمه بقطا هي هي

 

ازيادبردگي ميگيلم خودمم مبخونم باحاش!!

 

هاها هاها ها!!!

 

توپولي خاننده!!!انغدي بحم ميهاد...بليم ...

 

تموم همه ميگن بلو خاننده بشو باهالي

 

تموم همه ميگن....

 

منم ديگه نميخام محندص بشم...ميلم خاننده

 

ميشم...هانمي؟چيهه؟به خودت بخند.

 

بلو تو هاينه نگاه كن خودتو بهدنش به من بخند...

 

يهني مگه يه توپوليهه گلداليهه كچل نمي تونه بخونه؟؟

 

مگه ميخام با موهام بخونم؟؟خب صيهابش غميشيه

 

 هم كچله!!!

 

تازشم طسميم دالم حميشه هي هي بخندم و بخونم

 

 تا تموم حمه آشغم شن!!!ها!!

 

ذيرا پوحي مي گفط تاكه ميخندي يه هالمه ناذآلو

 

ميشي.هانمي...

 :

 

بحش بگين حمين روذا توهه دلم ميكشمش

 

خدا نهاله اون روذو بيهفطه چمشم تو چشش

 

ديبونه بود اما مهنم ديبونه تر از اشغ اون

 

غلبموذد به نامشو پرذدورفط اذ آشيون

 

ديبونه بود اما مهنم ديبونه تر از اشغ اون

 

غلبموذد به نامشو پرذدورفط اذ آشيون

 

بحش بگين بيخبلم...بپلصين اغشمون چي شهد!!

 

آشغي كال تو نبودمن آشغط بودمو بس

 

حمه اهساس منو كشطي گلم پاهه حبس

 

اهما حنوذ دوصط دالم به جون اونكه دوصط داليش

 

بقطي كه امس تو ميهاد ذنده ميشم نفص نفص...

 

بقيهشو هم يادم نيس...

 

خودت خنگي حنوذ هفذ نشدي...

من كه تو نيسطم...من توپوليهم...مخم كوچيكولوهه...

 

يه هالمه تول ميكشه تا هفذ بشم...هان...

 

اسلندشم خودت بلد بودي تا اينجاشو هتا؟؟؟

 

هان ؟هان؟هان؟

 

يه هالمه هم فوهش ياد گلفطم!!ها!!

 

بهدنا ميهام مينبيسم تا تموم همتون ياد بگيلين!!!

 

فغط غول بدين به كصي نگين من يادتون دادما!خوب؟؟

 

فهلن ميخام بلم نانار بخولم...بهدنم طمرين

 

خاننده شدن...

 

آخه ديگه پوحي نيس مبجولم خودم قذا بخولم....

 

انغد سخته...اسلندش فهمونده نميشم چي

 

ميخولم...ذيرا تموم حمه حباصم به پينرمه كه

 

قذا نليذه روش كفيث بشه...

 

ميتلصم ديگه بشم اكسلت جاهه توپولي!!!

 

هاها هاها ها!!

 

فهلن من يفطم...

 

هانمي...

 

 

                                  امضا:توپولي

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/08/29ساعت 12:24  توسط توپولی  | 

                             

                                 يه دروغ ساده

 

 

شب مهتابه و چشمام بازم از ياد تو خيسه

 

ديگه عادت شده با بغض واسه تو مي نويسه

 

كاش مي فهميدي كه قلبم خونه آرزوهات بود

 

يه نفس تنها نبودي هميشه دلم باهات بود

 

آسمون و ماه نقرش با يه عالمه ستاره

 

شاهدن كه اين بريدن ديگه برگشتي نداره

 

رفتي بي اون كه بدوني دل من مال خودت بود

 

حال بغضاي شبونم به خدا حال خودت بود

 

سهم چشماي تو بودن توي دنيا هرچي داشتم

 

واسه خاطر نازت جونمو گرو گذاشتم

 

يه دروغ ساده اما قصه مارو بهم زد

 

سرنوشتمونو آخر با جداشدن رقم زد

 

تو پشيمون شدي و من حالا صندوقچه دردم

 

سخته اما باورش كن من ديگه برنمي گردم

 

اما يادت باشه حرفا مث گوله هاي برفن

 

خيليا قربوني ياي بي گناه دوتاحرفن

 

تو ترانه هاي شرجيم مي درخشي تو هميشه

 

اما من هر كاري كردم كه ببخشمت نمي شه...

 

 

 

 

يه روزي يه جايي يه وقتي خدا يه پوحي جون بهم هديه كرد...يا بهتره بگم بخشيد...

 

حالا هم ازم گرفت...

 

حتي توي تاريك ترين دالانهاي ذهن مشوشم نبود ...گمانم زندگي بدون پوح 

 

 امكان نداشت...

 

اما حالا...تصميم گرفتم ثابت كنم همونطوري كه خورشيد هرروز صبح از مشرق طلوع

مي كنه و از مغرب غروب بدون اينكه از كسي اجازه بگيره يا براش فرقي داشته باشه

 چه كسي هست و چه كسي نيست

منم ميتونم خوشبخت باشم...هميشه...بدون اينكه مهم باشه چه كسي هست!چه

 كسي نيست!

 

هيچ وقت بلد نبودم مقدمه چيني كنم برعكس پوحي جونم كه استاد اينطور

كاراست...!!

 

خبر ساده ساده است:

 

پوحي مرد...

 

به همين سادگي ديگه تو دنيا خاكي و واقعي پوحي وجود نداره...!!!

 

پوح فقط توي دل منه... يا توي خون خودش ...

 

ميدونين كه كجاست؟توي جنگل هاندرد ايكروود...

 

اما اينجا...به خاطر دلبستگي شخصي خودم فقط...

 

اگه از ماجراهاي خودمو پوحي نتونم بنويسم از ماجراهاي مهد كودك توپولي كه

 ميشه نوشت

 

يا از خاطرات پوحي....

 

آره توپولي امروز دقيقا يك بار براي هميشه مثل آدم حسابيا اينجا نوشت...

 

نميدونم چرا دوست دارم تكه هاي از مقدمه كتاب (( اون يكي رو جز من داشت))

 از خانم حيدرزاده بنويسم....

 

ببخشيد اگه اين پستم طولاني شد...

 

اما بذاريد حالا كه توپولي داره مثل آدم حسابيا و بدون غلط املايي مي نويسه

 راحت هرچي دلش مي خوادبنويسه...

 

 

من از يك شكست تلخ عاشقانه مي آيم.بگذار همه براي اين اعتراف تلخ

سرزنشم كنند.

 

شكست نه براي پنهان كردن است نه بهانه پنهان شدن...

 

قيمت وفا شايد گران تر از آن بود كه بهانه

دوست داشتني زندگيم از عهده داشتنش

برآيد

 

سقف اعتماد تعميري ست...مدام چكه مي كند...آغوش ترانه ها همچنان از عطر تن

 

او كه بايد پرباشد خالي ست...

 

نمي توانم باورش كنم....نه رفتنش ونه ماندنش را.

 

مهم نيست.تمام سرزنش هارامي پذيرم به بهانه تولد حقايق غم انگيزي كه درد را

به درد مي آورد وآتش را مي سوزاند....

 

اين دل ديوانه هميشه يك پادشاه مغرور هميشگي داشته است....اعتراضي

نيست...كسي كه به او نمي رسدبه جنون رسيده از او راضي ست....

 

اما هميشه حق با برنده ها نيست... مي شود در عين بازنده بودن سربلند بود

 

واورااز كوچه پس كوچه هايدنيا گدايي كرد

 

قرار بود حقيقت را بگويم.سخت ست...بي علاج ست...دانستنش آدم را كم كم

 

مي كشد...گريه شبانه مي آورد

 

اما همين است خبر كاملا ناگوار و واقعي ست:

 

 

                       اون يكي رو جز من داشت

 

 

سكوت مي كنم تا به خاك سپردن آخرين خاكسترهاي آرزوهاي بربادرفته ام

آبّرومندانه باشد.گريه مي كنم با شكوه،مثل اقيانوس،بلند مثل اورست،

 

او نمي شنود و نمي داند كه ماه خوشبختي مشترك همه بي ستاره هاست

 

يك سوال كوچك مي ماند براي پرسيدن از كسي كه بي پاسخ ترين سوال

 

 فكر آشفته من است:

 

 

 

چي كاركرداين دل سادم                                    كه از چشم تو افتادم؟؟!!

 

 

 

 

نمي دونم شايد شعراي اين كتابن بنويسم اينجا....

 

شايدم شعراي خودمو هميشه....

 

 

                                                           امضا :توپولي بزرگ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/08/19ساعت 21:26  توسط توپولی  | 

سهلاااااااااااااااامممممممممممممم

واااااااااااااااااااااااااااااییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

اینارو ببین!!!!چقد تموم حمتون لاقر شدینا!!

دیدین گفتم بهد ماه رمزان میهام به حمه می خندم

تازشم خاله رازیهه از توم حمتون بیشتر لاقر شدهذیرا منو ندیده

هانمی

اینا که اسلندشم محم نیسته....

 

اسلندش کصی میدونه امروز چه خبره؟؟هانمی؟؟

نخیم حیچکی فهمونده نشده....

خودم میگم....

 

امروز تفلد پوحی جونمههههههههههههه

پوح پوحی جونه قلمبه خسیس بی جنبه خودممممممممممممم

من یه هالمه خوش به هالم

 

تموم همتونم دهوط دالین بیهاین تفلد اهما باهد دست بزنینا.هانمی

 

بلاخله پوحی مبجور شد کیک تفلد بخله!ها!

 تازشم تموم همه شعماشم خودم خاموشی می کنم...بلیم...حرکدومش هم که با فوطم

خاموشی نشد با طوف خاموشی میکنم.هان

محم اینه خودم تموم حمشو خاموشی کنم....

تسقیره خود پوحیه

من اینا همه بقته دلم تفلد میخاد

همش میگه توپولی چی باهد سبر کنی تا برفا بیهاد....اون موغه تفلدت میشه من بلات تفلد میگیلم

هاهاها؟؟؟

خوب من الهانه دل جونم تفلد میخاد....

منم هالا ابلندش خودم مینشم یه هالمه تموم همه کیکو میخولمممم

انقدی میخولم تا دل جونم دیگه نخاد!!!به حیچکیم نمیدم

بهدن که دیگه دل جون من نخاست اگه چیزی موند بغیه بخولن

به پوحی جونم و خاله رازیهه هم ابلندش یه تیکه کوچیکولو میدم ذیرا

دلیلش به خوددم ربت داله...هانمی...

IMG_0233 by tabassom.

 

 یکی از اکسای خودمم ذدیم رو کیک !!!!تا پوحی بیشتر تر خوش به هالش بشه...

 

 

 خدایا جون یهنی میشه ذودی برفا بیهان تا تفلد من بشه؟؟

دها کنین ذودی برفا بیهاد تا پوحی بلاهه من تفلد بگیله...

غول میدم به تموم همتون تیکه های بذلگ کیک تفلدمو بدم بخولین

اکشالی هم نداله اگه کصی فغط یه کادو بیهاله...

با یه کادو هم راه میدم...قول میدم....

 

خوب....

 

 

پوح پوحی جونم..........

تفلدت مبارکککککککککککککککککک

 

بیهاین همه دست بزنیم بخونیم...

آهای آغای پوحی تفلدت مبارک...

تفلد تفلد تفلدت مبارک...

پوحی تفلدت مبارک...

توپولیچی تفلدت مبارک...

 

 

آهای آغای پوحی تفلدت مبارک...

تفلد تفلد تفلدت مبارک...

پوحی تفلدت مبارک...

توپولیچی تفلدت مبارک...

 

 

آهای آغای پوحی تفلدت مبارک...

تفلد تفلد تفلدت مبارک...

پوحی تفلدت مبارک...

توپولیچی تفلدت مبارک...

 

 

 

پوحی جونم تفلدت مبارککککککککککککککککککککککک

الهی که نودو بیست سال ذنده باشی....

وااااااااااااااااایییییییییییییییییییییییییییپوحی ببین؟

اذ دیشب تاهالا چغد بذلگ شدیا!!!!

 

میخاصتم از همین جا تفلد پوحی جون مرحبون خودمو...عقش نازمو ...بهش یه هالمه طبریک بگم...

بهدشم بگم توپولی چیت بهط افطخار می کنه....یه هالمه هم :دوستت دالم ذیر بارانهای

 

دریاهای افیانوسها!!!

 

 

 

                                                     امضا:توپولی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/29ساعت 13:19  توسط توپولی  | 

پوحی اومد
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/06/12ساعت 22:20  توسط توپولی  | 

سهههههههلاممممم

 

 ها!دیدین؟

 

 هالا هی هی به منه بیچاله بگین که پوحیو ازیهت نکن

 

 خودخودش اومده اینجا نضر داده گفتیده آب گوجه

 

بلیز تو غوتی جهبه صنیچ توف ترنگیا بلاهه تنبیهه پوحی

 

 هاهاها!!!فکر کلده من کوچیکولو حستم فهمونده

 

نمیشم خودشه...هانمی...بلیم که فهمونده شده

 

ذودی... چندروذه من هی هی هوستله ام سریده

 

 می شود!! زیرا که پوحی جونم کاراش زیهاد شده...

 

هی هی تموم حمش کار می کنه... اسلندشم منه

 

 یه هالمه روذه که فارک نبرده... خوب من دلم تاب

 

صرصره می خواهد... منم بلاهه این که بیشتر تر

 

 پیشم باشه سحبا دیر بیدالش می کنم!!! هاها هاها

 

ها!!!! هیچی فقتش اومدم بگویم که ماهه رمضان مبارک

 

 باشه... به تموم همتون خوش بزگره... بلاهه منو پوحی

 

جونم دها کنید یه هالمه محمونی که یفطین هی هی

 

انداذه یه حفته نخولین خودتون بهدش دل درد میشین

 

مسل مهنم وغطی جوجه کباب دیدین یا قمه سفزی

 

 هی هی توجیف پینراتون قامی نکنین بلاهه بهدناتون

 

اگه یه هالمه چیکمو حستین بگین بلاهتون بلیزن توهه

 

 یه زرف باکلاص روشم صفلون بکشونن تا کفیص نشه...

 

 هان...من ذیرا که به جذ خودم صحم پوحی را هم

 

 می خولم گاحی حم صحم عمو حمیدم با دهبا به ذور

 

 ازش میگیلم دیگه خلاجتم میهاد بگم باذم می خواهم!!!

 

هانمی...بلاهه حمین یباشکی مبجورم بلیزم تو جیف

 

 پینرم هان...اما شما اذ این کارا نکنین...ذیرا شما بذلگ

 

شدین دیگه هابروهتون برده میشه بهدنا بهتون ذن

 

 نمیدن یا شوحر پهدا نمی کنین... هاها هاها ها!!!

 

انقد کیف داله بهد ماه رمضان تموم همتو ن لاقر

 

شدین !!!هاها هاها ها!!!!

انقدی می

 خندمممممممممممممممممممممممممم!!!!!!!!

 

فهلان خدافز تا بهدن....

 

                                        امضا:توپولی

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/11ساعت 21:38  توسط توپولی  | 

سهلاااااااااااااااااممممممممممممممم

 

من اومدم!ها!

 

 خاله رازیهه جونم توپولی جونت اومد!!!

 

برات یه هالمه صنیچ سولتی توف ترنگی آبلدم!!!!

 

 ببینم به نضر شما من با این پوحی جونم چی

 

کنم؟؟هانمی؟؟؟ دیشبی من اذ دصت پوحی ناهارت

 

بودم....باهاش قهریده بودم یفته بودم بلاهه خودم تو

 

کافینت مسل همیشه قامی شده بودم..جبابشم ندادم

 

هرچقدی سدام کلد.آغای پوحی بلاهه این که منه از تو

 

کافینت بکشونه بیلون یفته کیف چلمی غدیمیشو که

 

 اهتیاج نداشته پاله پوله کلده تیکه کلده گزاشته کنارش

 

 و خافیده یهنی مسلندش اینا لباشک جونای منه!!!یه

 

 تیکه کوچیکولو هم لباشک باقهی گزاشته ذیرش تا

 

بوهه لباشک بیهاد!! فکر کلده من هنوز کوچیکولو

 

هصتم.... من که ازش کلک بیشتر تر بلدم....سبر کلدم

 

تا باقهنی خافش بلد یباشی یفتم لباشک بخولم برگلدم

 

فهمونده شدم پوحی چه کلک بی رهمانه ای ذده به

 

من...به توپولی گردالیش... منم ذودی دویدم یفتم باذم

 

 تو کافینت خافیدم.... پوحی مبجور شد نفصه شب

 

 بیهاد یه هالمه لباشک بیهاله بلام از تو کافینت

 

 بقلم کنه بیهاله پیش خودش... مهنم بحش گفتم که

 

فهمونده شدم کلک ذده... هانمی... هالا تسمیم

 

گلفتم تنبیهش کنم.... به نضر شما چیکالش کنم؟؟؟

 

دردآلو نشه ها...گناه داله...

 

 

                                امضا:توپولی

+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/01ساعت 21:21  توسط توپولی  | 

فهلن اعساب ندالم

تو کافینت آپشزخونه قامی شدم از دست همه...

پیش صنیچ توف ترنگیا...

زیرا که صولتیهه و من دوسش دالم...خومزه هم حست...

از گنشگی و تنشگی مرده نخواهم شد...

مفاصرت هم یهزره  خوف بود...هم یهزره بد...

خاتره هم دالم

اما فهلنی حوستله و اعساب ندالم...

                                

 

                                امضا:توپولی

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/14ساعت 0:24  توسط توپولی  |